<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نکات خواندنی در تاریخ</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 24 Oct 2011 12:11:12 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/34</link>
<description>یک مساله قدیمی دو عرب با هم مسافرت مي كردند يكي از آنها 5 قرص نان و ديگري 3 قرص نان باخود داشت . عرب سومي به آنها پيوست . شب شد و همه با هم 8 قرص نان را خوردند.عرب سوم 8 درهم به آن دو عرب ديگر داد كه بر سر تقسيم آن بين اين دو اختلاف افتاد.آن كه 5 قرص نان داده بود مي گفت تقسيم بايد به نسبت 5 به 3 انجام گيردو ديگري مي گفت بايد 8 در هم به تساوی بین آنها تقسیم شود. اختلافشان بالا گرفت و سرانجام از حضرت علي (ع) داوري خواستند .آن حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان</description>
<pubDate>Mon, 24 Oct 2011 12:11:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title>چهره ی علی علیه السلام</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/33</link>
<description>Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* /* &gt;*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:&quot;&quot;; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:&quot;Times New Roman&quot;; 	mso-ansi-language:#0400;</description>
<pubDate>Fri, 29 May 2009 10:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title> آش نخورده و دهن سوخته</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/32</link>
<description>آش نخورده و دهن سوخته در زمان‌هاي‌ دور، مردي در بازارچه شهر حجره اي دا شت و پ ارچه مي فروخ ت . شاگرد او پسر خوب و مودبي بود وليكن كمي خجالتي بود. مرد تاجر همسري كدبانو داشت كه دستپخت خوبي داشت و آش هاي خوشمزه او دهان هر كسي را آب مي انداخت . روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوي آنرا آب و جاروب كرده بود ولي هر چه منتظر ماند از تاجر خبري نشد . قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود.</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 19:58:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>از بین پیامبرا جرجیسو انتخاب کرد</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/31</link>
<description>روزي روباه ، خروسي را گرفت و دويد تا او را در يك جاي امن بخورد .خروس كه جان خود را در خطر ديد سعي كرد كه حقه اي به روباه بزند تا او دهانش را باز كند و از دست او فرار كند بنابراين به او گفت : اگر مرا ول كني در حق تو دعاي خير مي كنم . اما روباه كه خيلي زرنگ بود جواب نداد و در دلش گفت : اگر دعاي تو اجابت مي شود براي خودت دعا كن . خروس دوباره كفت : اگر مرا آزاد كني هر شب يك مرغ چاق و چله برايت مي آورم .</description>
<pubDate>Thu, 21 May 2009 18:21:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>عکس</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/30</link>
<description>عکس هایی از حرم امام حسین (ع) اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه واقعی این عکس اندازه</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2009 19:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت رحلت حضرت آیت الله العظمی بهجت</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/29</link>
<description>دستور العملی اخلاقی از آقای بهجت (ره) ب سمه تعالی گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. » والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته الاقل محمد تقی البهجة نقل از وب سایت آقای بهجت</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 18:31:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>ورود اسکندر مقدونی به آسیا و جنگ گرانیک</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/28</link>
<description>Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* /* &gt;*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:&quot;&quot;; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:&quot;Times New Roman&quot;; 	mso-ansi-language:#0400;</description>
<pubDate>Fri, 15 May 2009 12:37:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>حضرت زهرا سلام الله علیها</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/27</link>
<description>حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از ماجرای آتش زدن به خانه ی حضرت فاطمه و ماجرای بیعت امام علی (ع) عمر به ابو بكر گفت: بيا تا نزد فاطمه برويم، ما او را به خشم آورده‏ايم. آن دو آمدند و از فاطمه اجازه داخل شدن به خانه را خواستند، فاطمه به آن دو اجازه نداد. آن دو نزد على رفتند و با او سخن گفتند. على آنان را نزد فاطمه آورد. وقتى كه نشستند، فاطمه صورتش را به سوى ديوار گرفت. سلام كردند ولى فاطمه پاسخ سلام آنان را نداد.</description>
<pubDate>Fri, 08 May 2009 18:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ی داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/26</link>
<description>آخرین پادشاه هخامنشی - داریوش سوم به هر حال سلطنت اردشير سوم كه بعد از مدتها بدليل اقتدار پادشاه ، ايران را تا حدي به آرامش رسانده بود بعد از 20 سال بدست باگواس به پايان رسيد . او بدليلي نامعلوم اردشير را مسموم كرد و به سلطنتش خاتمه داد . (338 ق.م) گفته شده است كه بعد از كوروش كبير و داريوش اول اين اردشير سوم شاهي بود با اراده و از عهده لشكركشي هاي بزرگ برمي‌آمد پس كشته شدن او در اين موقع باعث ضرر براي هخامنشيان بود و در نهايت منجر به حمله اسكندر و انقراض</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2009 19:51:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ی خشایارشای دوم ششمین پادشاه هخامنشی</title>
<link>https://nokatetarikh.blogfa.com/post/25</link>
<description>پايان كار اردشير دراز دست سلطنت چهل ساله او با آنكه چند بار دچار شورش هاي سخت شد اما روي هم رفته در صلح گذشت ، گفته شده است كه اردشير به خاطر آرامش و وقار مهرباني اش نزد درباريان شخص محبوبي بود همچنين مشهور است كه او فوق العاده زيبا و شجاع بود با اين حال بشدت تحت نفوذ مادرش آمستريس و زنش آميس تيس قرار داشت . خشايارشاي دوم سرانجام اردشير پس از حدود 40 سال سلطنت در سال 424 ق.م درگذشت از عجائب آن بود كه در همان روزي كه شاه درگذشت يكي از زنان او به نام داماپيس</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 07:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nokatetarikh</dc:creator>
<guid>nokatetarikh.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
</channel>
</rss>
